العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
179
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
سوزانده باشد كه ورثه او حق قصاص دارند بسوختن جانى . و اما كشتن مورچه در مذهب جائز نيست براى حديث ابن عباس كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله نهى كرد از كشتن چهار جاندار : مورچه ، زنبور عسل ، هدهد و جغد . . و منظور مورچه بزرگ سليمانى است چنانچه خطّابى و بغوى در شرح سنه گفته است ولى مورچه ريز كه آن را ذر نامند كشتنش جائز است ، و مالك كشتن مورچه را مكروه دانسته جز اينكه زيان زند و دفعش نشود جز با كشتن و ابن ابى زيد كشتن مورچه را كه آزار كند مطلقا جائز دانسته ، و گفتند همانا خدا آن پيغمبر را سر - زنش كرد براى اينكه انتقام خود را كشيد بنابود كردن گروهى كه يكى از آنها او را آزار كرده بود ، و بهتر اين بود كه گذشت كند و شكيبا باشد ، ولى پيغمبر چنين فهميد كه اين نوع آزار كن آدميزادهاند و احترام آدميزاد بيش از جانوران ديگر است و اگر تنها به همين قصد بود و قصد انتقام نداشت سرزنش نميشد و سرزنش او براى انتقام گرفتن بود ، و اللَّه اعلم . و طبرانى در معجم اوسط خود آورده و هم دارقطنى كه چون با موسى خدا سخن گفت : موسى جاى پاى مورچه را بر سنگ سخت از ده فرسنگ راه ميديد . و ترمذى بسندى با گواهى ابو بكر از رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله آورده كه آن حضرت نام شرك برد و فرمود : نهانتر است در ميان شما از آواز پاى مورچه و تو را به چيزى رهنمايم كه چون بجا آرى خدا خرد و درشت شرك را از تو برد ، سه بار بگو : بار خدايا من به تو پناهم از اينكه چيزى را با تو شريك سازم و بدانم و از تو آمرزش خواهم در آنچه ندانم و نيز از ابى امامه باهلى روايت كرده كه نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم دو مرد را نام بردند يكى عابد و ديگر عالم ، فرمود : فضل عالم بر عابد چون فضل من است بر فروتر شماها وانگه فرمود : راستى خدا تعالى و فرشتههايش و اهل زمين همه تا مورچه در سوراخش و تا ماهى در دريا رحمت خواهند براى آموزنده خير بمردم . ترمذى گفته : حديث خوب و درست است .